رویکردی اسلامی به آزادی و حقوق بشر
17 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : علوم سیاسی ) پاییز 1380 - شماره 15 )(12 صفحه - از 337 تا 348)
تعداد شرکت کننده : 0

در آغاز بحث لازم است نکاتی را یادآور شوم:

1. تأثیر عنوان حقوق بشر و آزادی در جامعه: در گستره گیتی عنوان و گفتار دل‏انگیز حقوق بشر و آزادی‏ها مطابق موازینی که دارد بین جوامع ستاره‏وار می‏درخشد و تلألؤ جان بخش آن زوایای آفرینش را زینت خاص می‏بخشد و جهانیان دربند و مظلوم و ستمدیده را امیدوار کرده و آرامش می‏بخشد، زیرا حقوق و احقاق آن برای بشر، هماهنگی، زندگی مسالمت‏آمیز، رفاه و آسایش کامل را نوید می‏دهد.

2. برخورداری همگان از مزایای اجتماعی: تردیدی نیست انسان‏ها در هر کجای دنیا که زندگی کنند و دارای هر دین و مذهبی و قوم و نژاد و ملتی که باشند باید مطابق موازین از حقوق انسانی و همه مزایای جهان هستی برخوردار گردند، زیرا همه آفریده خدای واحد و رحیم هستند و او به همه آنان

کرامت بخشیده است؛ همان طور که می‏فرماید:

لقد کرّمنا بنی آدم و حملنا هم فی‏البرّ والبحر و رزقناهم من‏الطّیبات و فضّلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلاً.(1)

فطرت الهی بشر بر گرایش به حفظ این پدیده و رعایت کامل آن برای همگان استوار است و عقل آدمی نیز به همین گرایش حکم کرده است. مشرب‏های عرفانی، فلسفی، اخلاقی رعایت حقوق بشر و آزادی‏ها را در جهان هستی جزئی تفکیک‏ناپذیر از طریقه خویش قرار داده‏اند و رعایت نکردن و یا نادیده‏گرفتن آن را سبب از هم پاشیدگی و نابودی جوامع بشری دانسته‏اند.

در ادیان الهی نیز رعایت حقوق بشر و عدم تجاوز به حقوق یکدیگر از اهداف اصلی به شمار می‏رود و به این مسأله بیش از هر موضوعی پرداخته‏اند.

3. تأکید انبیا و اوصیای آنان بر حفظ حقوق بشر: در طول تاریخ بشر، انبیا و اوصیای عظام که حلقه ارتباط میان خلق و خالقند، تلاش بسیاری در تثبیت این پدیده در جوامع بشری کرده و در همه تعالیم دینی، اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی جهانیان را به آن دعوت کرده‏اند و بر حفظش تأکید داشته‏اند تا رعایت حقوق انسان‏ها را در جامعه بشری نهادینه سازند، برای نمونه می‏توان به فرمان حضرت علی علیه‏السلام به مالک اشتر که یک منشور اساسی برای حقوق انسان‏ها در دین است و رسالة‏الحقوق امام سجاد علیه‏السلام اشاره کرد.

4. تأکید بیشتر پیامبراسلام علیه‏السلام درباره آزادی: در امتداد تلاش انبیای عظام، پیامبراسلام برنامه کامل‏تری در این زمینه برای رهایی انسان در گذر از فراز و نشیب‏های زندگی به جامعه بشری ارائه داد و با تأکید بر کرامت همه انسان‏ها صرف نظر از جهت، جنس، رنگ، نژاد و... راه رشد و تکامل را برای افراد جامعه مشخص کرد. قرآن یکی از فلسفه‏های بعثت پیامبران را آزادی انسان‏ها و رهایی آنان از قید اسارت‏ها می‏داند: «و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم»(2) و امامان علیهم‏السلام نیز همواره بر جایگاه و ارزش آزادی در زندگی فردی و اجتماعی بشر تأکید کرده‏اند. پس اعتقاد بنیادین به اصل آزادی‏های قانونی اسلامی یکی از آرمان‏های اصیل اسلامی است.

5. تلاش عالمان در پدیدار ساختن آزادی: عالمان و اندیشمندان دینی در راه تحقق بخشیدن و رعایت حقوق بشر در تمام ابعاد زندگی تلاش و سعی بسیاری کرده‏اند و در طول زندگی، پیام آزادی و هدایت را در دست و سلاح ایمان به حق و رعایت حقوق انسان‏ها و آزادی‏ها و هماهنگی بشر را در قلب و آوای بلند آن را بر لب داشته‏اند و جهانیان را بر حفظ حقوق بشر فراخوانده‏اند.

در این قرن پس از آن همه تلاش مصلحان و راهنمایان در طول تاریخ برای تحقق و نهادینه

ساختن حقوق بشر در بین جوامع بشری، متأسفانه بدبینی‏ها، دشمنی‏ها، تهمت‏ها، ستم‏ها، نگرانی‏ها، آشوب‏ها، جنگ‏ها، برادرکشی‏ها، اشغال سرزمین‏ها، آوارگی‏ها، محرومیت‏ها و... در دامنه وسیع‏تر و گسترده‏تر وجود دارد، از این رو باید قرن حاضر را قرن جاهلیت جدید و قرن گمنامی واژه‏هایی چون حقوق، هماهنگی، یکرنگی، همسویی، همدلی، محبت، مهربانی، عفو، صداقت، راستی، رحم، انصاف، کمک و ایثار و... نامید.

6. تعریف آزادی: واژه آزادی در طول تاریخ دارای تعاریف مختلف و گوناگونی شد و سبب آن، تحولاتی است که در زندگی بشر از نظر توسعه و گسترش توانایی‏هایش در استیلای بر نیروهای طبیعی و نیز رشد و تکامل درک و اندیشه او از حقایق و واقعیات پدید آمده است و به موازات این تحولات، معنای آزادی نیز دچار تحول شده است.

7. معنای لغوی و اصطلاحی واژه آزادی: آزادی در لغت به معنای نبود مانع و قید و بند است. در اعلامیه حقوق بشر آمده است: آزادی یعنی توانایی انجام دادن هر عملی که زیانی را متوجه دیگری نکند. بعضی نیز گفته‏اند آزادی آن وضع روانی است که بیان کننده قدرت گزینش یکی از راه‏هایی است که در پیش روی انسان قرار دارد. با این حساب، آزادی در حقیقت یک پدیده مثبت است که حق انتخاب راهی را دارد که شخص آزاد در پیش می‏گیرد.

در اسلام آزادی برای انسان به این معناست که هر کاری را بخواهد می‏تواند انجام دهد، ولی تا جایی که ابزاری جهت رسیدن به کمال و مقامات والای انسانی و زندگی سالم در بعد فردی و اجتماعی باشد. انسان بدون آزادی ممکن نیست که به کمال برسد.

پیشینه طرح بحث حقوق و آزادی

درباره تاریخ مطرح شدن حقوق بشر و از جمله آزادی، میان اندیشمندان جهان اختلاف نظر است:

گروهی معتقدند این موضوع در حدود سه قرن پیش مطرح شد و در این باره به گفته‏های فیلسوفان آن دوران استناد می‏کنند، ولی در دینی بودن و نبودنش اختلاف نظر دارند.

ایمانوئل کانت (1724 - 1774م) فیلسوف نقاد و اخلاق‏گرای آلمانی، از جمله اندیشمندانی است که معتقد است حقوق و آزادی جزء نهاد ذاتی وجدان بشری است و بدین جهت فرمان الهی به طور ابدی بر آن تعلق گرفته است. وی بر این اعتقاد است که هر امر فطری، فرمان الهی است و این اعتقاد خلاف نظر ارسطو است، زیرا ارسطو معتقد بود برخی از افراد بشر، تکوینی آزادند و برخی دیگر برده آفریده شده‏اند.

ولی حس‏گراها، تجربه‏گراها، و قائلان به اصالت سود حقوق و آزادی را جزء نهاد ذاتی انسان و فطری او نمی‏دانند، ولی در دینی بودن آن دیدگاه‏های مختلفی دارند.

این نظریه بعضی از ناآگاهان عصر ما را تحت تأثیر قرار داد و بر این باور شدند که نباید آزادی را مطرح کرد، زیرا با طرح آن در جامعه بشری، دین در معرض خطر و نابودی قرار می‏گیرد، چون گمان کرده‏اند آزادی اندیشه‏ای غیر دینی و در تقابل با دین است.

گروه دیگری از آنان بر این باورند که حق آزادی اجتماعی علاوه بر این که فطری است، دینی نیز هست، بلکه دست کم در چهارده قرن پیش در عناصر و مواد و مبانی اصلی اسلام به آن تصریح شده و به طور رسمی مطرح شده است و نه به صورت استحضار اهل نظر از متون و به عنوان تئوری و نظری استنباط شده از اصول و قوانین کلی اسلام.

به دیگر سخن، در فرهنگ اجتماعی و سیاسی، آزادی به عنوان حق انسانی ریشه دینی دارد و در عناصر اصلی دین از مهم‏ترین اندیشه‏ها به شمار می‏آید، از این رو طرفداران نظریه دوم بر این اعتقاد شدند که باید آن را مطرح کرد، زیرا از راه آن افکار رشد و تکامل می‏یابند و استعدادها شکوفا می‏شوند؛ آنان بر این باورند که دین و آزادی هر دو فطری و از مواهب الهی محسوب می‏شوند و هیچ‏گاه با هم تنافی نداشته و نخواهند داشت، پس نباید به نام آزادی، دین نفی شود و یا به نام دین، آزادی نفی گردد.

در مبانی اسلامی‏از انسان‏های آزاداندیش بسیار تجلیل شده است: «لیس للأحرار جزاء إلاّ الإکرام؛(3) برای آزادگان پاداشی نیست جز اکرام و احترام»، «الحر حر و إنْ مسّه الضر؛(4) انسان آزاد، آزاده است اگر چه گرفتار سختی و دشواری و بدی حال شود». در فضایل انسان آزاده آمده: «حسن البُشر شیمة کل حر؛(5) خوشرویی خصلت هر آزاده است».

آزادی حق است یا امر فطری

درباره این‏که آزادی برای انسان حق است یا امری فطری و الهی، دیدگاه‏های مختلفی است: بعضی از اندیشمندان غربی با ارائه ریشه فلسفی، آن را از مقوله حق همانند هر حق مدنی دیگر برای انسان دانسته‏اند و بعضی دیگر آن را امر فطری گفته‏اند، اما مبانی دینی بر خلاف نظریه اول، این امر را ناشی از فطرت الهی برای انسان دانسته‏اند که خداوند او را بر این فطرت آفریده است؛ پس آزادی برای انسان همانند حق حیات، نفس کشیدن و زندگی است و از او امکان سلب نیست. این توصیه حضرت علی علیه‏السلام به امام حسن علیه‏السلام گویای این مدعاست: «ولا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا؛ (6)بنده دیگری نباش، در حالی که خداوند تو را آزاد قرار داد».

آن حضرت در خطابی به مردم می‏فرمود:

أیها الناس إنّ آدم لم یلد عبدا ولاامةً و إن الناس کلّهم أحرار و لکن اللّه‏ حوّل بعضهم علی بعض؛(7) ای مردم، آدمی بنده و کنیز نزائیده است و یقینا همه مردم آزادند، لکن خداوند تدبیر بعضی از شما را به بعضی دیگر سپرده است.

این کلام امام صادق علیه‏السلام نیز ادعای ما را اثبات می‏کند:

الناس کلّهم أحرار إلا من أقر علی نفسه بالعبودیه؛(8) همه مردمان آزادند مگر آن که خود بنده بودن را بر گزیند.

در آیه 29 سوره کهف خداوند به پیامبر می‏فرماید:

قل الحقّ من ربّکم فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر؛ تو حق را بگو، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر را برگزیند.

این آیه نیز گویای نظر ماست. همچنین در آیه سوم سوره انسان آمده است:

إنّا هدیناه السبیل إمّا شاکرا و إما کفورا؛ ما راه را برای او ارائه می‏دهیم یا شکرگزار می‏شود و یا کفران می‏کند.

اگر انسان در گزینش چیزی آزاد نبود و درباره آن مجبور آفریده شده بود، پرسش و بازخواست از او معنا نداشت؛ پس انسان نه تنها در گزینش اعمال و کارها آزاد است، بلکه درباره مسائل عقایدی نیز آزاد است و اکراهی نیست و بر مبنای همین است که خداوند در آیه 99 سوره یونس به پیامبر می‏فرماید:

أفأنت تکره‏الناس حتی یکونوا مؤمنین؛ آیا تو می‏خواهی مردم را با اکراه و اجبار در حریم ایمان قرار دهی.

این چیزی است که اراده خداوند هرگز به آن تعلق نگرفته است و بر همین پایه است که خداوند در آیه 99 سوره یونس فرمود:

ولوشاء ربّک لآمن من فی‏الأرض کلّهم جمیعا؛ هر گاه خداوند می‏خواست همه مردم روی زمین ایمان می‏آورند.

در آیه 21 و 22 سوره غاشیه نیز خداوند به پیامبرش صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید:

فذکّر إنّما أنت مذّکر لست علیهم بمصیطر؛ تو به مردم تذکر بده، زیرا تو تذکر دهنده‏ای و برآنان سیطره نداری.

این بدین جهت است که سلطه و سیطره بر انسان‏ها با آزادی که خداوند در سرنوشت آنان قرار ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی