ارزیابی کیهان اندیشه
19 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : کیهان اندیشه ) فروردین و اردیبهشت 1371 - شماره 41 )(10 صفحه - از 174 تا 183)
تعداد شرکت کننده : 0

آقای صاحبی:جمع حاضر، سرورانی هستند که از ابتدای تأسیس کیهان اندیشه و برخی هم از مراحل بعدی، با این نشریه همکاری داشتند، از این جهت باید گفت شروع و ادامه حیات علمی کیهان اندیشه، مرهون همکاری‏ها و همت بلند و صادقانه آقایان است.اکنون که هفت سال، از عمر نشریه می‏گذرد، خواستیم یک محفل انسی باشد و برای آینده از راهنماییها و پیشنهادات و انتفادهای سروران عزیز استفاده کنیم.آقایان:دکتر علوی مقدم و دکتر اصغر اکبری تبریزی و دکتر سید کاظم روحانی و دکتر نژاد سلیم، به علت مشاغل دانشگاهی و غیره نتوانستند تشریف بیاورند و به هر حال آن جمع دانشگاهی را نداریم.

آقایانی که در حوزه تشریف دارند و وقت گرانبهای خود را در اختیار نشریه گذاشتند نشانه علم دوستی حضرات است و بنده به نوبه خود از ایشان تشکر می‏کنم.

ابتدا چند نکته را مطرح می‏کنم و بعد از نظرات و راهنماییهای حاضرین سود می‏بریم، باشد که انشاء الله آینده‏ای بهتر و مجله‏ای پربارتر داشته باشیم.

مطلب اول اینکه:اصولا کیهان اندیشه به همراهی و همدلی شهید پاک باخته، سید حسن شاهچراغی، بنیان گذاشته شد و از همان ابتدای راه، اهداف و آرمانهای مقدسی برای ایشان و دوستان مطرح بود.این که کیهان اندیشه با چه هدفی شروع به کار کرد، خیلی مهم است، مرحوم شهید شاهچراغی، وقتی که در آستانه تأسیس مجله بودیم، در یکی از جلسات دوستانه فرمودند:صرف نظر از توجه اسلام به علم و عالم، اصولا همه نظامهای بشری، با آثار علمی و فرهنگی آن نظام‏ها، ارزیابی می‏شود، امروزه سنجش نظامهای پیشین بر مبنای آثاری است که در مدت سلطه خود، ارائه داده‏اند، برای همین رژیم پهلوی، با همه عالم کشیها و علم ستیزیهایی که داشت، به هر حال کسانی از علماء و عالم نماهایی را در خدمت می‏گرفت، که خود را موجه نشان دهد.

ایشان می‏گفتند در نظام اسلامی، که علماء در رأس هستند، خلأ نشریات علمی، بسیار ناگوار و دلخراش است.

با این انگیزه‏ها بود که کیهان اندیشه به عرصه فرهنگ و معارفت کشور وارد شد، و ما هم سعیمان‏

بر آن بود که محور، علم و دانش، به ویژه معارف اسلامی و علوم انسانی باشد و از جناح بندیها و گروه گراییها بر حذر باشیم و اگر هم علایق و سلایقی داریم در نشریه اعمال نکنیم، اما اینکه چقدر در این جهت موفق بودیم قضاوت آن را به دیگران می‏سپاریم.

فرصت را مغتنم می‏شماریم و امیدواریم در این محفل انس، آقایان نقاط قوت و ضعف را گوشزد نمایند تا نقاط قوت را تقویت کنیم و حتی المقدور نقاظ ضعف را تدارک کنیم.آنچه باعث خوشبختی است، همکاری و همدلی محققان و دانشمندان حوزه و دانشگاه است که همیشه مجله را با تراکم مقالات روبرو ساخته و از این جهت گاهی موجب شرمندگی می‏شود، که نمی‏توانیم همه مقالات را در اولین فرصت چاپ کنیم و بعضا در شماره‏های بعد به چاپ می‏رسد، لذا همیشه تا دو سه شماره مقاله آماده داریم و از این جهت الحمد اللّه مجله غنی و اشباع شده است.

مطلب دیگر این است که مخاطبین نشریه به داخل مرزهای ایران محدود نمی‏شوند، خوانندگان در اروپا، آمریکا و یا کشورهای اسلامی مجله را می‏خوانند، مطالب را تعقیب می‏کنند و گاهی از طریق نامه و تلفن اظهار نظرهایی نیز می‏کنند، و در داخل نیز غیر از مجامع علمی و فرهنگی، شخصیتها و رجال علمی و فرهنگی چه در حوزه و چه در دانشگاه از بزرگترین مقامات، طلاب و دانشجوها، نشریه را می‏خوانند و از طرق مختلف موجب دلگرمی ما می‏شوند، اما بی شک کار ما خالی از نقائص نیست، و نقائص مرتفع نمی‏شود مگر با ارشاد و راهنماییهای جمع حاضر و کسانی که از بذل توجه و بیان نظریات خود، دریغ نمی‏ورزند.

آقای معرفت:واقعیت آن است که در حال حاضر در حوزه مجلات متعددی به چاپ می‏رسد، ولی مجله‏ای که توانسته باشد استقلال خود را حفظ کند، و ضمنا در یک سطح بالایی به عرضه مقالات بپردازد، به نظر بنده همین کیهان اندیشه است، و لذا من فکر می‏کنم باید مجله را از کوتاهی‏هایی که احیانا دارد مبرا ساخت، چون مجله‏ای که در حوزه و جامعه اسلامی منتشر می‏شود، باید بیشتر مورد توجه و همکاری قرار گیرد.بنابراین باید مجله به انعکاس اندیشه‏هایی که در سطح علمای حوزه مطرح است، توجه کند و دائما این مطالب را در اختیار خوانندگان در سر تا سر دنیا قراردهد.

پس با عنایت به این مطلب باید گفت، مجله نمی‏تواند اختصاصی باشد، یعنی فقط در یک رشته مقاله داشته باشد، باید متنوع باشد، اما تنوع در همان چار چوب مسائلی که در معارف اسلامی وجود دارد.مجله باید حاوی مقالاتی باشد در علوم مختلف اسلامی و افکار قدیم و جدید علمای دینی و تجدیدنظرهایی که روی اندیشه‏های قبلی می‏شود، همه را مورد توجه قرار دهد.

البته این مطلب متوقف است بر اینکه، برویم دنبال اندیشمندان، اینکه بنشینیم که مقاله بفرستند، منظور اصلی تأمین نمی‏شود.به هر حال از حیث محتوا باید سعی شود که مقالات و موضوع آنها با افق حوزه هماهنگ باشد.

یک مقداری هم باید به شکل و سر و صورت مجله رسیدگی شود، یعنی شما ببینید مجله‏هایی که در مراکز علمی دنیا نشر می‏شود، خیلی شکیل و زیباست و اما مجله‏هایی که با ظاهری زاهدانه!و غیر شکیل چاپ می‏شوند، از این جهت ضعف دارند، بالأخره دنیای امروزه روی این مظاهر نیز حساب می‏کند.

آقای جعفریان:یکی از نکاتی که کمتر مورد توجه بوده است، مگر در یک حد خاصی این است که در مجله به تناسب درگیریهای فرهنگی در سطح جامعه، کاری صورت نگرفته است، ما در ظرف این هفت سال، یک سری جریانات فرهنگی خاصی‏

داشتیم و البته عده‏ای هم جو را خراب کردند، اما حق این بود که مجله به عنوان یک نشریه وزین، وارد این عرصه می‏شد.

ما در حال حاضر، یک سری مجله‏هایی داریم که فرهنگی صرف هستند، و اصلا کاری به زمان ندارند، مثلا یک شماره را به فلسفه اختصاص می‏دهند، یک شماره را به زبان اختصاص می‏دهند، و همیشه به درد می‏خهورد، هزار سال دیگر هم فایده دارد، این مطالب یک حالت فرهنگی دارد.اما علاوه بر این، یک مقدار هم باید به جریانات فرهنگی روز نظر داشت، باید یک سیاست گزاری خاصی در این رابطه صورت گیرد، مثلا کتابی که احساس می‏شود مسأله خاصی ایجاد کرده است، آن را به تناسب رشته تحقیقی و تخصصی که آقایان دارند، مورد نقد و نظر قرار دهند.

به هر حال این رویه برخورد با افکار فرهنگی، موجب قوت ارتباط مجله با مردم می‏شود، و چون شما مقالاتتان زیاد است، نوعا از کسی درخواست نمی‏کنید، ولی برای اینکه تناسب مذکور تأمین شود خوب است مثل همان ویژه‏نامه‏هایی که دارید و درخواست مقاله می‏کنید و واقعا هم این ویژه‏نامه‏ها کیفیت خوبی داشته، مانند ویژنامه قرآن، ویژنامه حضرت امام، ویژه نامه طبری، یک چنین کاری را هم در غیر ویژه‏نامه‏ها انجام دهید، یعنی گاهی مقاله‏ای را در ارتباط خاصی، از صاحب اندیشه‏ای درخواست کنید.

آقای هادوی:در رابطه با فرمایش آقای جعفریان، باید دید که مجله کدام یک از این دو راه را می‏خواهد طی کند، آیا مجله می‏خواهد یک نشریه آکادمیک و تخصصی محض باشد، یا پاسخگویی به مسائل فرهنگی روز را وجهه همت خود قرار دهد.

مثلا اگر قرار باشد مجله تخصصی محض باشد، بهتر است که هر شماره‏اش به یک موضوع خاصی بپردازد تا در آن موضوع کارآیی بالاتری داشته باشد و عده‏ای که به آن موضوع و مبحث خاص علاقه دارند، استفاده عمیق‏تر و بالاتری ببرند.

در مقابل اگر قرار باشد به رویه‏ای که جناب جعفریان پیشنهاد می‏کنند عمل کند، خود به خود، مباحث به تناسب مسائل فرهنگی روز تنوع پیدا می‏کند و از حالت تخصصی در می‏آید.

البته من فکر می‏کنم قبل از آنکه نشریه را در یکی از دو مسیر قرار دهیم، به مزایا و مضرات آن بیشتر توجه کنیم و پیش از ترجیح یکی از دو شیوه، مشورتهای لازم انجام شود، اما نباید فراموش کرد که مجله ارگان حوزه است.

مجلات دیگر چون رنگ و بوی سیاسی دارند، با آنها برخوردهای سیاسی می‏شود، کسانی که با آن خط موافقند مجله را تهیه می‏کنند و مخالفین از آن پرهیز می‏کنند، اما کیهان اندیشه به عنوان یک نشریه فرهنگی و به عنوان نماینده حوزه در مجامع دانشگاهی مطرح است، دیده می‏شود در مراکز دانشگاهی از این مجله به عنوان یک ارگان حوزوی نام می‏برند و این خود، مسئولیتهای خاصی را متوجه نشریه می‏کند.

باید دید که حوزه به چه مجله‏ای نیاز دارد و یا اگر هر دو نوعش را لازم دارد، هر دو به نحوی تأمین شود، مثلا شاید لازم باشد برای تأمین هر دو نظر، دو مجله تأسیس شود یا شاید راه میانی هم باشد که آنچه خوبان همه دارند را داشته باشد.

آقای غرویان:در ضمن فرمایشان جناب صاحبی، دو نکته به نظرم آمد که بیان آنها را خالی از فایده نمی‏بینم.یکی اینکه برخی از خوانندگان ممکن است به ذهنشان بیاید که بعضی از این مقالات که در مجله‏های مختلف، منعکس می‏شود تکراری است، و لذا کل مجله و مقالات آن زیر سئوال می‏رود، برای اینکه این مسأله روشن شود، باید نقش نشریات فرهنگی در جامعه و فلسفه انتشار آنها را

جستجو کرد.

به نظر می‏آید که نقش عمده نشریات، پالایش افکار و اندیشه‏هاست و لزوما این پالایش هم باید مستمر باشد، چرا که آلودگهای فرهنگی و عقده‏های فکری، بطور مستمر و پی در پی وجود دارد، و چه بسا ویروس و عاملی که فضای فرهنگی جامعه را آلوده کرده است.عینا همان ویروسی است که پنج یا ده سال پیش آمده و موجب آلودگی شده، اینجاست که ضرورت بکار بردن همان پادزهر پنج یا ده سال پیش، هویدا می‏شود.بنابر این چون نقش نشریات، پالایش و میکروب‏زدائی است، گاهی مسأله تکرار مطالب و طرح دوباره آنها اجتناب ناپذیر است.

اما در مورد مطلبی که دوستمان آقای جعفریان گفتند، به عقیده بنده اگر چه، گفته می‏شود نشریات باید اقتضای فکری و فرهنگی کشور را در نظر بگیرند، ولی در اینجا یک مسأله هست و آن اینکه، یکی از آفات علم این است که علم و اندیشه علمی را در مسیر جناح بندیها بیندازیم، یعنی این خود نوعی علم کشتی است، در این بندوبستهای سیاسی گاهی دیده می‏شود که یک مطلب حقی، به جرم اینکه گوینده‏اش در راستای فلان باند قرار می‏گیرد، اصلا مجال طرح پیدا نمیکند و آن فکر ذبح می‏شود و خود به خود آن عالم نیز کشته می‏شود.

به نظر می‏آدی یک طریق الجمعی باید بین اینها پیدا کرد که هم مجله شکل آکادمیک خودش را داشته باشد و هم بخشی از آن ناظر به شبهاتی باشد که در فضای فرهنگی کشور پراکنده شده است. باید توجه داشت که فکر و اندیشه یک امر ناپیدا و غیر مرئی است، برای همین مبارزه با اندیشه‏های فاسد مشکل و تخصصی است و این کار قلم بدستان فرهیخته است که مواظب سلامت فضای فرهنگی کشور باشند.

ذآقای آصفی:در رابطه با تخصصی بودن مجله، باید گفت که مجله واقعا شخصی است و ارگان حوزه بودن آن هم درست است، کسی که این مجله را ورق بزند، می‏فهمد که این مجله تولید قم است و حاوی افکاری که در قم مطرح است.از طرفی محور اساسی در علوم حوزه، فقه و علوم عقلی است، روی همین اساس مجله خیلی کم سراغ افق‏های دیگر می‏رود و بیشتر موضوعات مجله، با موضوعات تخصصی حوزه هماهنگ است.

مطلب دوم بنده برمی‏گردد به مطالب آقای جعفریان، ایشان فرمودند که کمتر در این مجله به جریانات فرهنگی روز پرداخته می‏شود، عرض بنده این است که مجله برای اینکه جذاب باشد، باید بحث‏انگیز، سئوال‏انگیز و تحریک‏آمیز باشد، مجله‏ای که این خصوصیات را دارد، خوانندگان آن همیشه منتظر شماره جدید آن هستند، و البته این جهت با سلامت و استقامت فکری مجله منافات ندارد، اینطور نیست که هر مجله‏ای که بحث‏انگیز باشد منحرف باشد، نه ممکن است در عین بحث‏انگیز و تحریک‏آمیز بودن، در سلامت و درستی باشد.

مجله هراز گاهی باید افق تازه‏ای باز کند و دیگران را به جواب و مباحثه دعوت کند، این نکته کمتر دیده می‏شود.بنده مطالب و مقالات مجله را دنبال می‏کنم، کمتر به نظر می‏رسد که یک موضوع در سه چهار شماره تعقیب شود، به صورت طرح یک مسأله ورد آن و بعد هم رد آن رد، همین طور ادامه پیدا کند، البته بوده ولی کم است.

مطلب دیگری که به نظر بنده می‏رسد، جریاناتی فکری و فرهنگی است که در خارج از کشور وجود دارد، در دنیا یک سری اندیشه‏ها و جریانات فرهنگی خودنمایی می‏کند، مع الأسف چون در ایارن، زبان رسمی مردم فارسی است و آشنایی با زبان عربی در سطح نازلی قرار دارد، یک محیط مدار بسته است، یعنی انسانی که در ایران زندگی‏ ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی